نقدی برای زير درخت هلو به نقل از سايت سينمای ما

امنيت براى خانواده (درباره فيلم زير درخت هلو )

كمدى هاى سينماى ايران دو دسته اند. از همان فيلم هايى حرف مى زنم كه در چندسال اخير بازار اصلى سينما را كاملاً به تسخير خود درآورده اند و تبى را سبب شده اند كه كارگردانان ژانرهاى ديگر هم سعى مى كنند ذوق خود را در آن بيازمايند. دسته اول فيلم هايى هستند كه به همين شكل ساخته مى شوند. يك تك اثر از مثلاً يك اكشن ساز يا ملودرام ساز كه سعى مى كند در شرايط جديد از فرمول هاى فروش سردرآورد و چه فيلمش بفروشد و چه نفروشد، همين يك بار را در سينماى كمدى تجربه كسب مى كند. گروه دوم اما فيلم هايى هستند كه به طور مستمر و طى يك جريان در اين حوزه سينمايى شكل مى گيرند. فيلم هايى كه در برنامه يك كارگردان يا يك دفتر توليد به شكل مدونى طرح ريزى و ساخته مى شود. نمونه مورد اول فيلم هاى ابراهيم وحيدزاده و نمونه مورد دوم محصولاتى است كه در صحرافيلم ساخته مى شود؛ همان دفترى كه تازه ترين محصولش زير درخت هلو از اواسط اسفندماه به عنوان برنامه نوروزى سينماهاى تهران به نمايش درآمده است.
زير درخت هلو ادامه جريانى است كه در سال هاى اخير دفتر صحرافيلم آن را پى گرفته است. جريانى كه بر ايده ها و تفكرات سينمايى ايرج طهماسب و حميد جبلى استوار شده است. اين دو در اين سال ها عمده فعاليتشان را در اين دفتر متمركز كرده اند و تقريباً روى همه توليدات آن برنامه ريزى مى كنند. تا اين حد كه قسمت دوم فيلم كلاه قرمزى را كه اصلاً تهيه كننده ديگرى در بخش اول داشت در همين دفتر ساختند و بعد از آن كارهايى را توليد كردند كه عمدتاً پرفروش ترين آثار اين مدت بوده اند. در مورد نمونه اى مثل خواب سفيد هم كه حميد جبلى آن را ساخت و توليدى به مراتب نزديك تر به سينماى جريان متفاوت بود، بلافاصله با يكى دو فيلم بعدى ضررها جبران شد. كمدى سبك همه فيلم هاى اين مدت صحرافيلم نبوده اما وجه غالب را در فيلم ها داشته است. در واقع تنها خوابگاه دختران خارج از اين سبك در ژانر وحشت ساخته شد كه آن هم حاصل حسابگرى هاى طهماسب و جبلى روى ذائقه مخاطب بود و فيلمنامه را هم خود طهماسب نوشته بود. در ميان اين توليدات كه عمدتاً يا به كارگردانى طهماسب و يا به كارگردانى محمدحسين لطيفى با مشاوره طهماسب جلوى دوربين رفته اند، فيلم هايى وجود دارد كه به صورت سلسله وار ساخته شده است. اين زنجيره از كلاه قرمزى آغاز مى شود، با عينك دودى و دختر شيرينى فروش ادامه پيدا مى كند و به زير درخت هلو مى رسد. فيلم هايى كه جز در يكى _ يعنى عينك دودى كه كارگردانش لطيفى بود و جبلى هم غايب- كارگردانى را ايرج طهماسب با مشاوره جبلى انجام مى دهد و يك مثلث بازيگرى شامل طهماسب، جبلى و فاطمه معتمدآريا فيلم را اداره مى كنند؛ كمدى هاى پرفروشى كه تا حالا راه را به خطا نرفته اند و همگى جزء سه فيلم پرفروش سال نمايش خود بوده اند.
در آنونس هاى فيلم زير درخت هلو يك جمله كليدى وجود دارد. «دوستداران سينما سالى يك بار با اين سه نفر قرار ملاقات دارند» و اين سه نفر هم كه خب به طور مشخص همان سه بازيگرى هستند كه از آنها نام برده شد. با علم به چنين مسئله اى است كه نمى توان صف هاى طولانى مقابل سينماهاى نمايش دهنده را به كيفيت خود فيلم ربط داد. تجربه ثابت كرده كه كودكانه كلاه قرمزى، كمدى زن و شوهرى عينك دودى، بزن بكوب دختر شيرينى فروش يا كمدى معناگراى زير درخت هلو هيچكدام براى بيننده اين فيلم ها فرقى ندارد. آنها ميزانى خنده و بازيگوشى را از اين مثلث طلب مى كنند كه همه فيلم هاى نام برده شده به نحوى آن را دارا هستند و همين ميزان اطمينان براى مخاطب كافى است تا به ديدن زير درخت هلو برود. كمدى هايى كه براى خانواده _ همه اعضاى خانواده- ساخته مى شود و بى شك دانستن همين مسئله است كه مثلاً در مواجهه با هوو، زير درخت هلو را فيلم امن ترى براى يك خانواده سنتى ايرانى مى كند.
زير درخت هلو به نسبت فيلم آخر اين گروه يعنى دختر شيرينى فروش فيلم بهترى است. اگر در آن فيلم شوخى ها ديگر به مرزهاى سينماى عامه پسند مبتذل نزديك مى شد، در اينجا همه چيز كنترل شده است و حتى كلى اداى دين به فيلم هاى مختلف تاريخ سينما _ چه ايران و چه جهان- وجود دارد. فيلم حتى تا حدى به فضاى مذهبى هم گرايش دارد. تمى كه سازندگانش به همين دليل آن را دوست تر مى دارند و معتقدند فيلم اين مقطع زمانى شان به اعتقاداتى كه خود دارند نزديك تر است. از سوى ديگر طهماسب به صراحت در چند جاى مختلف گفته كه دوست ندارد تماشاگرى كه براى ديدن فيلمش پول بليت داده آزار ببيند و از سينما با چهره اى درهم و افكارى مغشوش بيرون بيايد. اين تماشاگر مى خواهد سرگرم شود و طهماسب هم ابزار اين سرگرمى را براى او در فيلمش فراهم كرده است. روايت زير درخت هلو روايت ساده اى است هرچند در شروع فلسفه اى كه فيلم براى خودش مى چيند بيش از حد پيچيده مى زند اما به هرشكل وقتى قصه راه مى افتد، همه چيز شكل هميشه مى شود. نكته مهم در اينجا در حاشيه بودن طهماسب و معتمدآريا است و اينكه فيلم را حميد جبلى در كنار شهره لرستانى پيش مى برد كه پس از مدت ها دوباره به سينما بازگشته است. داستان دو خدمتكار كه در يك لجبازى قديمى نمى خواهند اعتراف كنند هم را دوست دارند اما در شرايطى كه رخ مى دهد، مى فهمند كه نبايد در برابر تقدير مقاومت كنند. همه چيز همين قدر ساده و همين قدر راحت است. مثل شوخى هاى فيلم و فضايى كه فيلم براى ارتباط راحت با مخاطبش پى آن مى گردد و به راحتى هم به دستش مى آورد.
زير درخت هلو فيلم خوش ساختى است. قصه اش سكته ندارد و سعى زيادى هم نمى كند كه ضعف هايش را پنهان كند. از هر شوخى مناسبى براى خنداندن مخاطب در جايى كه بايد استفاده مى كند و تنها سعى فيلم بر اين است كه اين شوخى ها از مرزى كه در فيلم قبلى گذشته بود نگذرد. براى همين در جاهايى فيلم زيادى افت و خيز دارد. گاه به يكباره از حجم شوخى ها كاسته مى شود چرا كه در آن مورد به خصوص اصرار بر شوخى به ابتذال مى رسد و طهماسب اين را نمى خواهد و در برخى جاها كه امكان شوخى هاى اساسى تر و طولانى تر وجود دارد كاملاً آگاهانه فضاى فيلم به سمت كمدى هاى ايتاليايى بزن بكوب نزديك مى شود. اتفاقى كه در يك سوم ميانى فيلم به خوبى رخ مى دهد و در بخش اول و سوم تابع همان مسئله اى است كه در موردش سخن گفته شد. با اين همه نكته اساسى در مورد فيلم همان چيزى است كه در ابتدا گفته شد. زير درخت هلو براى خانواده سنتى ايرانى كه يك امنيت براى حضور در سالن سينما مى خواهد به واسطه گروه سازنده اش اين امنيت را برقرار مى كند تا كمدى محبوب بهارى سينماهاى تهران باشد. در سينماى كنونى ايران دقيقاً فاكتورهايى از اين دست است كه اهميت دارد و نمى توان چنين فضايى را كتمان كرد. در اين سينما دقيقاً كسانى كه به چنين دركى از مخاطب مى رسند مى توانند موفق باشند.

  
نویسنده : reza artist ; ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٥