گفتگو با يک زوج هنری

گفتگو با بهترين زوج هنری سينمای ايران

امين حيايی و نيلوفر خوش خلق

 

بيست وچهارمين جشنواره فيلم فجر براى اولين بار اين موقعيت را فراهم كرد كه بازى نيلوفر خوش خلق (به آهستگى) و امين حيايى (ستاره ها) يك جا ديده شود. امين حيايى در طول چهار، پنج سال اخير به آرامى به جايگاهى كه استحقاق رسيدن به آن را داشته رسيده است. از سوى ديگر خوش خلق با بازى خوبش در «به آهستگى» استعداد خود را به شكل متفاوتى در سينماى ايران ثبت كرد. گفت وگو با امين حيايى و نيلوفر خوش خلق به عنوان زوجى كه بازى مى كنند و بازيگرى مهمترين مسئله شان است در حالى انجام مى شود كه شايد هر دو اين بازيگران در يك جهش سمت و سوى كارشان و نقش هايى كه انتخاب مى كنند را تغيير دهند. اين گفت وگو قبل از آن جهش را نشان مى دهد.

•شما جاى من بوديد مصاحبه با يك زوج هنرى را با چه سئوالى شروع مى كرديد؟
امين حيايى: شما سئوال كنيد ما جواب مى دهيم. ما كه از خودمان سئوالى نداريم.
•ترجيح مى دهم با امين حيايى شروع كنم تا برسيم به نيلوفر خوش خلق و حرف هاى مشترك. به نظر من پرسوناى امين حيايى در فيلم «مهمان مامان» و كار با مهرجويى را به سادگى به دست نياورده كه تن به كارهاى نازل مى دهد.
امين حيايى: نه اين طورى نيست. بيشتر تفاوت نقش ها است چون من فيلمنامه را مى خوانم و روى نقش تعمق مى كنم. اگر نقش برايم جذاب باشد بازى مى كنم و البته كارگردان هم الان برايم خيلى مهم است و عنصرى است كه من در اين مدت خيلى به آن اعتقاد پيدا كرده ام، چون منبع انرژى گروه است و حضورش بى ترديد در كليت كار تاثيرگذار است. مثلاً داريوش مهرجويى حضورشان در كار بسيار پررنگ و محكم بود. همين باعث مى شد من و كلاً همه گروه عاشقانه كار كنيم. تهمينه ميلانى هم اين ويژگى را داشت. به نظر من كارگردان بايد در كار «آن» واقعى داشته باشد تا همه به او اعتماد كنند و به بهترين نحو كار كنند. كارهايى هست كه در آن كارگردان نه به خودش اعتماد دارد و نه به گروهى كه در نظر گرفته است. طبيعى است كه در اين مواقع قطعيت لازم در كار شكل نمى گيرد.
•تحليل شما درست است اما چرا كسى كه چنين تحليلى دارد كارنامه اش در سينماى ايران به دو دسته فيلم هاى ضعيف و خوب تقسيم مى شود.
امين حيايى: من شغلم بازيگرى است، حرفه ديگرى كه ندارم. تنها كارى كه انجام مى دهم سينما است. البته مدتى است موسيقى را هم شروع كرده ام كه به هر حال سدهايى سرراهش هست و بايد صبر كنم تا شكل بگيرد. بگير نگير دارد و... به موسيقى علاقه دارم و دلم مى خواهد اين كارم در جهتى باشد كه بتوانم در سينما گزيده كار كنم و با كارگردان هايى همكارى كنم كه به كارشان آگاهى و شناخت كامل دارند تا نتيجه اين همه زحمتى كه كشيده ام بى ثمر نماند. به هر حال مسئوليت زندگى هم هست. ما در ايران مثل بازيگران هاليوودى دستمزدهاى آن چنانى نداريم. زندگى مان خيلى پر خرج است، ارتباطات مان هم زياد است و اينها همه هزينه زيادى به همراه دارد. با توجه به اين موضوع، من سعى دارم در ميان هجوم فيلمنامه هاى ضعيف، اين فيلم ها را انتخاب كنم. فقط تنها راهى كه داشتم اين بود كه كار خودم را به نحو احسن انجام دهم و در نقش خودم كم و كسرى نگذارم.
•خيلى از بازيگران مطرح سينماى جهان هم از اين تجربه ها دارند اما تاثير خودشان را در فيلم مى گذارند؟
امين حيايى: صد درصد، در اين فيلم ها وقتى نقش اصلى باشم از جان و دل كار مى كنم. بازيگران و عوامل ديگر هم تحت تاثير قرار مى گيرند و سعى مى كنند كارشان را بهتر انجام دهند و اين در كارها مشهود است. ممكن است گروه كاملاً حرفه اى نباشد ولى سعى شان را مى كنند. بحث ديگر روابط صميمانه است كه هميشه سعى مى كنم در گروهى كه كار مى كنم به وجود بياورم تا همه بتوانند به راحتى و در كمال آرامش كارشان را انجام بدهند. چون معتقدم ما مثل يك خانواده هستيم كه يك ساعتى را با هم زندگى مى كنيم. هميشه با هم نيستيم اما به قول معروف «كوه به كوه نمى رسد آدم به آدم مى رسد.» در بعضى كارهاى جديدم شايد از كليت كار راضى نبودم اما معتقدم همان عشقى كه بين من و گروه بود به مردم هم منتقل شده است. حتى فيلم هايى كه خودم به آنها انتقاد دارم و فكر مى كردم مردم بدشان مى آيد، اما برعكس ديدم واكنش مردم خوب بود و ارتباط برقرار كردند. احساس كردم تماشاگران من جدا از فيلم ها، نقش هاى من را دنبال مى كنند حالا اگر مثل «مهمان مامان» و «زن زيادى» عوامل، كارگردان و بازيگران حرفه اى باشند نتيجه بهترى حاصل مى شود. بايد اين را هم بدانيم اين نوع كارگردان ها معدودند كه به اين صورت كار كنند و اين قدر مسلط باشند. شايد در سال دو كارگردان اين طورى داشته باشيم بقيه يا تجربه ندارند يا در انتقال تجربيات شان موفق نبوده اند و نتوانستند به جايگاهى دست پيدا كنند و حالا تازه مى خواهند به آن موقعيت برسند.
•شما كه در اين گونه كارها حضور داشته ايد فكر مى كنيد اساسى ترين ايراد اين توليدات نازل به چه عاملى مربوط مى شود؟
امين حيايى: ببينيد اين كار از همان اول قرار بود كه مردم پسند باشد و براى مردم. صحبت كرديم كه يك كارى باشد كه مردم دوست داشته باشند و براى شان جذاب باشد چون واقعاً الان نياز سينماى ما اين است كه بتواند مردم را جذب كند. حتى اگر بخواهيم فيلم هاى هنرى را مورد توجه مردم قرار دهيم بايد اول بتوانيم مردم را به سالن ها بكشانيم و جذب سينما كنيم بعد از طريق علاقه مندى هاى مردم تفكر و انديشه را به آنها منتقل كنيم. يك موقع اين تفكر خيلى خالص است مثل فيلم هاى جشنواره اى كه مخاطبش روشنفكران هستند و مردم با آنها ارتباط برقرار نمى كنند. معمولاً اين فيلم ها در جشنواره هاى خارجى جايزه مى گيرند. ما بايد ذائقه مردم را به سمتى ببريم كه به اين شكل سينما هم نزديك شوند و درك كاملى از آن داشته باشند و نظر داوران جشنواره هاى خارجى از نظر مردم ما چندان دور نباشد.
•به طور طبيعى وقتى يك هنرمند كار خاص و قابل اعتنايى انجام مى دهد توقعات از او بالا مى رود، بعد از كارى مثل «مهمان مامان»، از بازى در كار گيشه اى وحشت نداشتيد و اينكه چهره حرفه اى تان مخدوش شود و ديگر امثال «مهرجويى»ها دنبال شما نيايند؟
امين حيايى:من از سال ۷۰ كه كارم را شروع كرده ام پله پله بالا رفتم و هر كارى كه انجام داده ام برايم يك تجربه بوده است. بازى در هر فيلمى چيزهايى به من ياد داده و هر كارى توانسته پله موفقيت براى كار بعدى ام باشد. اين پله پله جلو رفتن باعث شده هيچ وقت ترسى نداشته باشم چون همه چيز برايم پيش آمده و موقعيت هايى كه يكى از پس ديگرى در مسير من قرار گرفته همه متناسب با خودم بوده است. وقتى در كار مهرجويى بازى كردم تا چند ماه قبل از آن بيكار بودم يعنى كار نگرفتم و منتظر كار خوب بودم. تا چند هفته حالم بد مى شد تا اينكه بالاخره كار مهرجويى پيش آمد ولى من حاضر نيستم خانواده ام سختى بكشد كه حالا من مى خواهم كار خوب انجام بدهم. مردمى كه من را مى شناسند و دوست دارند مى دانند كه من حداقل نقش خودم را به بهترين وجه ممكن ايفا مى كنم حالا در هر فيلمى كه باشد و همين براى من كافى است. حالا هر چه بهتر باشم بازار كار برايم بيشتر مى شود. دوست دارم مخاطبانم هر چه بيشتر باشند و سعى مى كنم جذب مخاطب كنم. از هر دو قشر چه خاص چه عام. در ژانر كودك و فانتزى هم كار كرده ام و باز هم موفق بوده ام.
من كلاً به قسمت خيلى اعتقاد دارم. خيلى وقت ها كه از اين اتفاقات برايم پيش آمده گفتم شايد واقعاً قسمت دوستان ديگر بوده و فكر مى كنم لابد حكمتى در بين بوده و الان هم كه خودم را رها كرده ام تا هر چه پيش آيد، شايد خيلى شان در شرايط روحى من نبود و خيلى جاها واقعاً به نفعم بوده. الان هر چه پيش مى آيد نگاه مى كنم اگر همه چيز مثبت است و خوب پيش مى رود و كار قابل انجام دادن است قبول مى كنم اما كارهايى كه در آن نه مى آيد كه خب نه آمده ديگر، به همين راحتى. وقتى هم بروى داخل گود تازه قصه شروع مى شود. ببينيد مهمترين چيز «هدف» است. هدف من فقط سينما نيست. هدفم اين است كه آدم درستى باشم. براى اطرافيانم مفيد باشم. تنها وابستگى من در زندگى اول خداست بعد همسرم. بنابراين اهدافم دلى و معنوى است. شهرت و محبوبيت را يك شبه به دست نياورده ام اما زياد برايم اهميت ندارد و عادت كرده ام. من جوايزم را از خدا گرفته ام نه از بنده خدا. همين كه در زندگى ام آرامش دارم برايم كافى است.
•مثل اينكه گفت وگو خيلى به سمت امين حيايى رفت؛ حالا ممكن است خانم خوش خلق شما كمى درباره موقعيت تان در سينما و زندگى دو بازيگر در كنار هم بگوييد.
نيلوفر خوش خلق: آن موقع كه من با امين آشنا شدم اصلاً بازيگر نبودم و حتى فكرش را هم نمى كردم كه يك روزى بازيگر شوم. اولين كار من يك قسمت از سريال «روزگار جوانى» بود و بعد از آن هم در فيلم «مونس» هم بازى امين شدم كه آن موقع هنوز ازدواج نكرده بودم.
•پس در حقيقت حيايى شما را كشف كرد.
امين حيايى:نه به خدا، خودش دختر با استعدادى است. من نيلوفر را در اين كار رها كردم و خيلى به او سخت گرفتم تا وقتى وارد اين كار مى شود اگر واقعاً با فكر و علاقه مند است بماند و محكم، با انديشه و حس خوبى بيايد و نيلوفر اينها را واقعاً داشت و در كارهاى اخيرش خيلى بهتر هم شده است. يعنى جديداً تعريف هاى زيادى از بازى هاى اخيرش شنيده ام. در اين چهار فيلم اخيرش تنها بوده، تنها تمرين كرده و من فقط در حد روتوش كردن كارهايش موثر بودم ولى بازى خودش است. اين را همه ديده اند. البته سرصحنه ها همراه من بوده است.
نيلوفرخوش خلق: اين حضور در پشت صحنه ها خيلى موثر بود.
امين حيايى: بله خب كار من را ديده، روابطم را ديده، دوستى هايم را ديده، نوع كار كردن من را ديده و متوجه شده كه علت يا راز موفقيتى كه من به دست آورده ام چيست؟ و همان روش من را پيش گرفته است. الان زندگى مشترك ما اين شده كه مكمل هم هستيم. يعنى من حاضرم كار گيشه اى- پول زا- انجام دهم تا نيلوفر بتواند با خيال راحت به سينماى حرفه اى بپردازد كه «به آهستگى» مازيار ميرى، «اگه مى تونى منو بكش» شاهد احمدلو، «آتش بس» تهمينه ميلانى و... از آن جمله اند و از اين ميان «به آهستگى» در جشنواره برلين هم حضور دارد.


نيلوفر خوش خلق: اين گودى كه شما گفتيد يك جاى ديگر هم معنى پيدا مى كند و آن موقعى است كه در پشت صحنه فيلم هاى امين حضور داشتم. در اين شرايط چون بيرون گود هستى به روابط، بازى ها و... نگاه مى كنى و خودت را روتوش مى كنى. در حقيقت يك آموزشگاه واقعى است، همه اين آموخته ها ملكه ذهنم شد و در كارهاى جديدم خيلى به من كمك كرد ضمن اينكه مدام دنبال اين بودم كه خودم را در نقش ها پيدا كنم و حس هايم را درست اجرا كنم.
•شما وقتى مى خواستيد نيلوفر خوش خلق را وارد سينما كنيد احساس نكرديد اين كار يك ريسك است؟
امين حيايى: اتفاقاً سئوال خوبى پرسيديد. نه ريسك نبود چون نيلوفر دخترى مرفه و صاحب خانواده است، زندگى خوبى با شرايط عالى در خارج از ايران داشته و واقعاً از همه جا بريد و آمد سراغ من. يعنى در يك شرايطى كه من زير صفر بودم همراهم شد. موقعى كه نه شهرت آن چنانى داشتم نه وضع مالى و زندگى خوبى داشتم. روحيه ام خراب بود. فيلم «قرمز» را نتوانسته بودم كار كنم، چون كاملاً به هم ريخته بودم. پدر و مادرم بودند اما هيچ نزديكى اى با آنها نداشتم و نيلوفر تنها همدم من بود و در همان روزها امتحانش را پس داد و ديدم واقعاً نيازمند چنين آدمى هستم كه من را فقط براى خودم مى خواهد و بعد از آن اگر كارى برايش انجام دادم فقط جبران محبتش بود. اينها واقعياتى است كه بين خودمان بوده و تا به حال هم جايى بازگو نكرده ايم. من موقعى كه وارد حرفه بازيگرى شدم كسى را نمى شناختم. كمكى نداشتم و خودم سر صحنه ها ياد گرفتم و پيش رفتم. اين طورى گليم خودم را از آب بيرون كشيدم و براى نيلوفر هم دقيقاً يك چنين شرايطى بود و من فقط اين وسط معرف بودم. آنقدر سر صحنه ها شور و شوق يادگيرى داشته ام كه توانسته ام تكنيك و حس را درك كنم و دوست داشتم براى نيلوفر هم همين شرايط باشد كه حالا نگويند امين از موقعيتش استفاده كرده و همسرش را بازيگر جا زده است.
•از شهرت بگوييم، اوايل معمولاً دوست داشتنى است اما بعد از مدتى دردسرساز مى شود.
امين حيايى: بستگى دارد چطور به آن نگاه كنيد. براى من- شهرت چون نوعى الگوسازى هم به دنبال دارد _ باعث مى شود كه بيشتر در خودم جست وجو كنم و يك نوع خودشناسى است كه ضعف هايم را برطرف و نقاط مثبتم را بيشتر كنم. آن وجه دردسرساز هم كه مى گوييد، وقتى با مردم عادى خوب برخورد كنى مثلاً من از ميان همين قشر هم دوستانى دارم، مشكلى پيش نمى آيد اما بعضى از بازيگران در مقابل مردم گارد مى گيرند. در نتيجه الان طورى شده كه مردم قبل از آنها گارد مى گيرند و با ديدن شان واكنش خنثى يا منفى نشان مى دهند. اين ارتباط دو طرفه است.
•مى رسيم به فيلم هايى كه شما در جشنواره داريد؟
نيلوفر خوش خلق: من از ميان كارهايى كه امسال بازى كرده ام «به آهستگى» مازيار ميرى را در بخش مسابقه، «آتش بس» تهمينه ميلانى را در بخش مهمان و «آرامش در ميان مردگان» مهرداد فريد را در بخش هاى جنبى جشنواره داشيم. در «به آهستگى» كه عازم برلين هم شده نقش اول زن را مقابل محمدرضا فروتن بازى كردم. فيلم با توجه به مضمون و ساختارش اميدهاى زيادى به موفقيت دارد. نقش من در اين فيلم يك زن رنج كشيده اى است كه شوهرش او را براى كار در شهرى ديگر ترك كرده و با تنها بچه اش زندگى را به سختى اما با پاكدامنى در ميان حرف هاى مردم مى گذراند. كار با مازيار ميرى خيلى لذت بخش بود. ايشان فضاى بازى و ابراز خلاقيت از سوى بازيگر را به او مى داد. همان موقعى كه سناريو را خواندم عاشق اين نقش شدم و مطمئنم اتفاقى خوبى براى فيلم مى افتد. در «آتش بس» هم نقش لاله دوست سايه _ مهناز افشار _ را بازى مى كردم كه در زندگى او دخالت مى كند و با حرف هايش باعث مى شود او با شوهرش _ محمدرضا گلزار _ درگير شود. تهمينه ميلانى كارگردان بسيار خوبى بود و بسيارى معتقدند اين فيلم در كارنامه او بسيار متفاوت است. كار مهرداد فريد را هم فريدون جيرانى در جريانش بودند و من را تشويق كردند و گفتند كار خوبى مى شود.
•مشخصاً معيار انتخابتان در اين كارهاى اخير چه بود؟
نيلوفر خوش خلق: نقش هاى خاص و متفاوت.
•بازى در سينماى فمينيستى ميلانى قاعدتاً براى شما كه زن هستيد دوست داشتنى است اما از امين مى پرسم با توجه به تجربه كارى كه با تهمينه ميلانى داشتيد اينكه مرد هميشه در فيلم هاى ايشان محكوم است آزارتان نمى داد؟
امين حيايى: نه، «زن زيادى» را كه من بازى كردم چنين حسى نداشت و همه چيز خيلى برابر بود. نمى دانم شايد در فيلم هاى قبلى شان اين طور بوده باشد اما الان به اين تعادل رسيده اند.
•امين حيايى از جشنواره امسال چه سهمى داشت؟
امين حيايى: من امسال سه جلد «ستاره ها»ى فريدون جيرانى را داشتم كه جلد اول آن- ستاره مى شود- در بخش مسابقه حضور داشت و جلد سوم آن- ستاره بود- را به همراه «شام عروسى» ابراهيم وحيدزاده در بخش مهمان داشتم. همچنين «نقاب» به كارگردانى كاظم راست گفتار را بازى كردم كه متاسفانه فعلاً توقيف شده است كه اى كاش در جشنواره حضور داشت چون خيلى فيلم گرم و گيرايى است. در سه جلد «ستاره ها» سه نقش متفاوتى را بازى مى كنم. در «ستاره بود» سردبير يك مجله هستم كه اين نقش فقط در حد يك سكانس بود. در «ستاره مى شود» مسئول هنروران را بازى مى كنم و اينجا تقريباً خودم هستم و در «ستاره است» مدير تداركات را بازى مى كنم كه اين يكى نقش كاملاً متفاوت و فوق العاده اى است.
•بازى در سه جلد «ستاره ها» تلافى «قرمز» بود؟
امين حيايى: فيلمنامه ها را كه خواندم خوشم آمد. با فريدون جيرانى هم خيلى دوست داشتم كار كنم و وقتى اين فرصت پيش آمد خوشحال شدم و معطلش نكردم.
•و در آخر از علت توقيف «نقاب» بگوييد و اينكه در حال حاضر مشغول چه كارى هستيد؟
امين حيايى: فيلم «نقاب» در دبى فيلمبردارى شده و علت توقيف آن تم اثر است كه راجع به خيانت هاى زناشويى و زنان خيابانى است. موضوع فيلم در جامعه ما خيلى ملموس و واقعى است و من مطمئنم روزى كشور ما به آن حد از تكامل مى رسد كه طرح مشكلاتش ممكن باشد و «نقاب» و امثال آن هم كه به بررسى جامعه معاصر ايران مى پردازد اجازه اكران بگيرد. من الان مشغول بازى در «سنگ، كاغذ، قيچى» سعيد سهيلى هستم و بعد از هشت سال دوباره با نيلوفر هم بازى شده ايم. اين فيلم شايد متفاوت ترين تجربه دوران بازيگرى ما است و از ويژگى هاى بارز آن فيلمبردارى نو و بى نظير عليرضا زرين دست است كه واقعاً كولاك كرده است.

منابع مصاحبه :

۱- روزنامه شرق

۲- وب سايت سينمای ما

شاد باشيد .


  
نویسنده : reza artist ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٥