يادداشتی برای فيلم کافه ستاره

يادداشتی برای فيلم کافه ستاره

به نقل از وبلاگ : http://filmwicmno.persianblog.ir

 

 

وقتی 6-7 سال پیش سیاوش را دیدم فکر می کردم که فقط شاهد یکی از فیلمهای موج نوی دختر وپسری که بعد از دوم خرداد باب شده بود هستم. ولی وقتی سال بعد دومین فیلم بلند سامان مقدم یعنی پارتی اکران شد متوجه شدم این فیلمساز حرفهایی برای گفتن دارد . چند سال بعد یعنی در اوج تولید فیلمهای کمدی آبکی ، مکس سومین فیلم مقدم بعد از چندین وقفه طولانی روی پرده ی سینماها رفت تا همکاری قاسم خانی و مقدم نیز بسیار دلنشین باشد و با این که این فیلم از لحاظ ژانر با دو فیلم قبلی مقدم متفاوت بود ولی وظیفه خودش رو به عنوان یک فیلم کمدی موزیکال به خوبی انجام داده بود . در حین اکران فیلم موفق مکس جشنواره فجر شروع شد .و چهارمین ساخته ی مقدم که بسیار از آن تعریف شده بود به جشنواره رسید . کافه ستاره . در آخرین شبهای جشنواره بود که موفق شدم این فیلم رو در سینما بهمن ببینم . واقعا سر شوق آمدم . فیلمی بسیار منسجم با ساختاری متفاوت نسبت به فیلمهای متداول ایرانی بود. کارگردانی فوق العاده . استفاده از چندین فلاش بک به موقع که فقط در خدمت روایت داستان فیلم بودند قصد پیچیده کردن فیلم را نداشتند . داستانی قوی با شخصیتهایی که بسیار خوب پرداخته شده بودند و هیچ کدام سفید و سیاه محض نبودند . تماشای کافه ستاره یک تجربه بسیار شیرین در جشنواره بود و سامان مقدم را بسیار تحسین کردم .

تا این که چند روز پیش بود که به توصیه ی دوستی اقدام به دیدن فیلمی مکزیکی با نام کوچه میداک کردم . فیلمی جذاب بود و مشتاقانه آن را تماشا کردم. بعد از این که چندین دقیقه از فیلم می گذشت احساس کردم این فیلم بسیار برایم آشنا است و گویی خیلی صحنه های آن را قبلا دیده ام . زیاد احتیاج به فکر کردن نبود زیرا چندان از زمان تماشای کافه ستاره نگذشته بود . واقعا برایم حیرت آور بود که چگونه تمامی داستان و شخصیتهای این فیلم در کافه ستاره تکرار شده اند . حتی فلاش بک ها هم همان بود . به کسانی که کافه ستاره را در جشنواره دیدند حتما توصیه میکنم به تماشای این فیلم بنشینند تا به علت حیرت من پی ببرند . حتی اپیزودیک بودن فیلم نیز عینا تکرار شده بود .صفحه سیاه میشد و شخصیت بعدی معرفی میشد . تنها وجه تمایز فیلم تغییرات کوچکی در داستان و صحنه هایی بود که در صورت تکرارعینی گرفتار مشکل ممیزی در ایران میشدند . کوچه میداک در جنوب مکزیکو سیتی به محله ای سنتی در تهران تبدیل شده بود . کافه ستاره در واقع مشابه کافه ای در آن کوچه بود . دو دوست هم محل که رویای سفر به ایالات متحده داشتند در کافه ستاره مشتاق سفر به زاپن بودند . خونه ی قمرخانمی با تعداد زیادی مستاجر ، مالک پیردختر که چشمش دنبال پسرهای خوش تیپ محل است ، قتل نا خواسته ؛ مرد هوس باز ؛ دوست اغفال کننده دختر ، مرد فالگیر و همه و همه و همه در کافه ستاره کپی برداری شده بود . آن شب بسیار غمگین شدم . هم برای این که لذت دیدن فیلمی به آن جذابیت که برنده ی 49 جایزه بین الملی شده بود به علت لو رفتن داستان برایم رنگ باخته بود و هم از جهت آن که فیلمی که در جشنواره بسیار به مذاقم خوش آمده بود تنها یک کپی ایرانی از فیلم موفق مکزیکی بود . قصد من محکوم کردن مشابهسازی ایرانی فیلمهای خارجی نیست . کما این که فیلم بسیار موفق مارمولک تم داستانی یکسانی با فیلم ما فرسته نیستیم داشت حتی به نظرمن بسیار بهتر از نمونه خارجی خود بود کاملا ایرانی و برای مخاطبان ایرانی پرکشش بود . ولی نمونه ایرانی فیلم کوچه کداک به رغم تکرار بسیاری از جزئیات و عدم خلاقیت سازندگان، از اصل خود که بر اساس رمانی مصری ساخته شده است بسیار عقب تر است . روی صحبت من با آقای مقدم است . شما که تا کنون استعداد و خلاقیت زیادی از خود نشان داده اید آیا حیف نیست که به جای پیروی از سینمای خود دست به تکرار و دوباره سازی یک فیلم خارجی بزنید ؟ و آیا بهتر نبود حداقل در معرفی عوامل سازنده و یا تیتراژ فیلم خود اسمی از فیلم کوچه میداک و یا آن رمان مصری میبردید ؟ و یا شاید هم تمام این تکرار ها را اتفاقی میدانید ؟ و یا شاید هم دست اندرکاران مکزیکی از فیلمنامه پیمان معادی و شما سوء استفاده کرده اند ! گهگاهی اندکی انصاف نیز بد نیست ....

شاد باشيد .


 

  
نویسنده : reza artist ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٥