آخرين خبرها از سينما و تلويزيون و تئاتر ايران و جهان

داریوش یاری کارگردان سینما گفت: فیلم"آب و آیینه" یک اثر اجتماعی است که ساخت آن را در فصل تابستان آغاز می کنم . وي ضمن بیان این مطلب در مورد فعالیت های خود در عرصه فیلمسازی افزود: فیلمنامه ای به نام "آب و آئینه" نوشته ام که اثری اجتماعی محسوب می شود و اگرشرایط مهیا شود کار را در فصل تابستان آغاز می کنم . قسمت اعظم لوکیشنهای فیلم در کویر خواهد بود و برخی از سکانسهای فیلم در تهران فیلمبرداری خواهد شد . وی در مورد داستان فیلم گفت : داستان درمورد یک زن و شوهر مهندس و محقق است که مدتها است تمایلی برای حرف زدن با یکدیگر ندارند . روزی متوجه می شوند که سالها است با یکدیگر حرف نزده اند . این زن وشوهر بر اثر اتفاقی به روستایی در دل کویر می روند که فضایی شبیه رئالیسم جادویی در آن حاکم است و اقامت در این روستا باعث می شود دوباره بتوانند با یکدیگر دیالوگ برقرار کنند و مشکلاتشات را حل کنند. این کارگردان تاکید کرد : مشغول تحقیق یک کار مستند علمی و آموزشی در باره ماهی های دریا نیز هستم .

 

سعيد ذهني كه بيش از يك دهه فعاليت مستمر در زمينه آهنگسازي تئاتر در كارنامه كاري خود دارد،
در كنار فعاليت آهنگسازي به كار بازيگري و كارگرداني تئاتر نيز مي‌پردازد .
او در حال حاضر عضو هيئت موسس انجمن موسيقي خانه تئاتر است. اين انجمن اواخر سال ٨٤ به همراه انجمن‌هاي تئاتر كودك و نوجوان و طراحان حركت موزون در خانه تئاتر شكل گرفت. در زمان نمايشگاه مطبوعات، سعيد ذهني يكي از مهمانان غرفه سايت ايران تئاتر بود و گفت‌وگوي زير كه درباره وضعيت موسيقي كشورمان است حاصل اين ديدار بود.
وضعيت آ‌هنگسازي تئاتر در حال حاضر را چگونه مي‌بينيد؟
در اين رابطه بايد يك تقسيم بندي پيش از انقلاب و پس از انقلاب صورت بگيرد. در ابتدا بايد ببينيم كه آيا پيش از انقلاب جايگاهي براي موسيقي تئاتر وجود داشته و اگر بوده از چه سطح و كيفيتي برخوردار بوده؟ بايد ديد بعد از انقلاب چه اتفاقي افتاده و در حال حاضر در چه وضعيتي به سر مي‌برد و چه آينده‌اي در انتظار آن است. بر اساس اسناد و شواهد موجود مثل بروشورهاي آثار نمايش و تراكت‌هاي تبليغاتي گذشته ، پيش از انقلاب چيزي بنام موسيقي تئاتر وجود نداشته است. البته موارد استثنايي به صورت ساخت و تنظيم صورت گرفته مانند”شهر قصه” اثر بيژن مفيد و موارد بسيار نادر ديگر، كه به سيستم اداره تئاتر و سيستم‌هاي فرهنگي سياست‌گذار و سيستم‌هايي كه تامين اعتبار بودجه ر ا انجام مي‌داده‌اند، بازمي‌گردد چرا كه هيچ گونه رديف بودجه‌اي براي موسيقي تئاتر وجود نداشته ‌است. به همين دليل مي‌بينيم كه موسيقي اكثر آ‌ثار نمايش انتخابي است و در موارد متعددي نيز اين انتخاب‌ها جايز و اصولي نيستند بدين صورت كه وقتي كارگردان متناسب با مقطعي از نمايش خود به موسيقي دست پيدا مي‌كرد، آن را انتخاب و براي صحنه بعدي موسيقي ديگري از منبعي مجزا و با سازبندي متفاوت انتخاب مي‌كرد، بنابراين شاهد اتفاقي پراكنده و مخشوش در موسيقي‌هاي انتخابي بوده‌ايم اما پس از شكل‌گيري انقلاب اسلامي، اتفاقات خوبي را در عرصه تئاتر دانشجويي و حرفه‌اي مشاهده كرده‌ايم، اما باز هم سير نزولي پيش آمد و موسيقي تئاتر مهجور باقي ماند تا اينكه تئاتر دوباره بر اساس معيارها و ارزش‌هاي سيستم و نظام جامعه رو به رشد رفت. سال‌هاي ١٣٦٦ و١٣٦٧ باز هم روند قبل از انقلاب ادامه داشت و همچنان موسيقي آثار نمايش انتخابي بودند و موسيقي آثار نمايش از چند موسيقي واحد انتخاب مي‌شدند مثلاً موسيقي‌هايي چون”نينوا” اثر حسين عليزاده بخش مقدماتي سمفوني پنج بتهوون، كار بينا بورانر ال اورف، باراباس و قسمت‌هايي از موسيقي متن فيلم سينمايي محمد رسول‌الله، اما من معتقدم شكل گيري نگاه جدي به موسيقي تئاتر انگيزه خود را از تئاتر دانشجويي و مجموعه دانشگاهي تئاتر گرفت و من يكي از كساني بودم كه به طور جدي اين قضيه را پيگيري كردم. چرا كه سال 68 نمايش”زيباترين گل‌هاي قالي” به كارگرداني امير دژاكام اجرا شد، براي اولين بار بعد از انقلاب و به طور كلي در مجموعه تئاتر موسيقي زنده با طراحي و تنظيم دقيق و به روال آكادميك اجرا شد كه با استقبال بي‌نظير مردم مواجه شد و يكي از عوامل اين استقبال، همين موسيقي زنده بود كه تركيبي از سازهاي كلاسيك و سنتي بود. پس از آن دوستان ديگري نيز در اين عرصه زحمات زيادي كشيدند، هنرمنداني چون رامين آزادآور، فيروز ارجمند و هنرمندان بزرگي چون بابك بيات و اين جريان تا جايي ادامه پيدا كرد كه امروز حدود 90 درصد از تئاترهايي كه روي صحنه مي‌روند از موسيقي برخوردارند و نشان دهنده اين است كه براي همگان اين موضوع جا افتاده كه تئاتر نيز همچون سينما بايد از موسيقي تازه و اختصاصي خود برخوردار باشد، بنابراين حتي اگر از نظر كمي به اين موضوع پرداخته شود وقتي در اساسنامه خانه تئاتر و در سيستم اعتباري تئاتر موسيقي تعريف مي‌شود، به اين معناست كه موسيقي تئاتر به رسميت شناخته شده است.
آيا معياري براي انتخاب آهنگسازان در عرصه تئاتر وجود دارد؟
به دليل اين كه ضابطه‌اي در مورد انتخاب آهنگسازان تئاتر وجود ندارد، با هر شكل و هر ميزان توانايي افرادي با استعدادها و تخصص‌هاي مختلف به آهنگسازي پرداختند، هر چند قصد نداريم كه ارزش، زحمت و اعتبار هيچ كدام از اين دوستان را زير سوال ببريم. اما به نظر من طي اين سال‌ها و تحت اين شرايط همين كه اين دوستان حتي به عنوان يك نوازنده ساده حضور پيدا كردند جاي تشكر دارد. اما بايد ببينيم چرا كيفيت اين آثار عمدتاً ضعيف است، اولاً نيروي متخصصي كه به شكل آكادميك در دانشگاه‌هاي هنري اين كشور براي آهنگسازي تئاتر تربيت شود وجود ندارد و هيچ دانشگاهي هم باني چنين واحد درسي و چنين گرايش تخصصي نيست، در دانشگاه موسيقي چند واحد درسي تحت عنوان موسيقي متن وجود دارد در حالي كه بايد ببينيم كه كدام نابغه در عرصه موسيقي با گذراندن چند واحد درسي به آهنگساز فيلم تبديل مي‌شود! اكنون دو درس دو واحدي براي دانشجويان ترم هشتم سينما و تئاتر وجود دارد اما متاسفانه از آن جا كه نيروي آموزشي محكمي نيز كمتر وجود دارد بلاهاي زيادي بر سر دانشجويان آمده، بسا كه شخصاً طي دوران دانشجويي اين دو واحد را با شنيدن اُپرا گذرانده‌ام، در حالي كه بايد ببينيم اين كه 16 فيلم از آثار اپرا نويسان بزرگ براي دانشجويان پخش شود تا چه اندازه به شعور و فهم علمي آن‌ها در حوزه موسيقي كمك مي‌كند تا به عنوان يك فيلمساز و يا كارگردان تئاتر در زمينه موسيقي چه اقداماتي صورت دهد. در حالي كه در دنيا جاي چنين تخصصي وجود دارد و در دانشگاه تربيت مي‌شود تا موسيقي دراماتيك بسازند. حالا آهنگساز تئاتر كيست؟ موزيسين دراماتيك چه كسي است؟ هر دو هنرمند كساني هستند كه به يك ميزان از علم موسيقي و علم درام اطلاع دارد، يعني صرفاً با سواد آهنگسازي نمي‌توان موسيقي فيلم ساخت بلكه مي‌توان موسيقي‌هاي زيبا ساخت. اكنون اگر نگاهي گذرا به مطرح‌ترين آهنگسازان فيلم خودمان داشته باشيم متوجه مي‌شويم كه به ندرت در ميان آن‌ها افرادي با تحصيلات آكادميك سينمايي و يا تئاتر ديده مي‌شود. چرا كه معمولاً يا فارغ‌التحصيلان هنرستان موسيقي و يا دانشكده موسيقي هستند و طبق علاقه خودشان به سراغ موسيقي دراماتيك آمده‌اند و با برخورد تجربي با فيلم و تئاتر فعاليت خود را در اين حيطه ادامه داده‌اند.
به طور كلي علت ضعف موسيقي تئاتر اين است كه بخش عمده‌اي از كارگردانان ما نيز با موسيقي تئاتر آشنايي ندارند، يعني در حال حاضر بزرگترين و رايج‌ترين استفاده از موسيقي در تئاتر محدود به تشديد عواطف مي‌شود يعني اگر صحنه‌اي غم‌انگيز، ترسناك، اكشن و عاشقانه باشد، تشديد ‌مي‌شود و اين يكي از كاربردهاي صحيح موسيقي دراماتيك است اما يكي از سطحي‌ترين و ساده‌ترين كاربردها محسوب مي‌شود، بسا كه امروز در دنيا اتفاقات عجيبي در زمينه موسيقي دراماتيك رخ مي‌دهد كه ما در بالاترين اشل حرفه‌اي آهنگسازي سينما و تئاتر نيز از حد استفاده موسيقي به عنوان تشديد كننده عواطف جلوتر نرفته‌ايم بنابراين وضعيت موسيقي تئاتر نابسامان است و دليلش اين است كه مگر ما از تئاتر قوي برخوردار هستيم كه از موسيقي تئاتر قدرتمند نيز برخوردار باشيم.
كارگردانان تئاتر با موسيقي آشنا نيستند و به دنبال آن نيز نمي‌روند، در بازيگران حرفه‌اي نيز به ندرت هنرمنداني وجود دارند كه با موسيقي آشنا باشند اگر به خلق يك اثر موزيكال فكر كنيم، با معضل مواجه هستيم. چرا كه بازيگر خوبي كه توانايي خواندن آواز را داشته باشد به ندرت يافت مي‌شود، به همين دليل است كه در برخي از نمايش‌ها رقم‌هاي بالا به خوانندگان مطرح كشور پرداخت مي‌شود تا در يك تئاتر آواز بخواند.
آيا آرشيو مشخصي براي موسيقي تئاتر وجود دارد و اگر چنين است چرا اقدامي براي پخش و نشر آن‌ها براي استفاده عموم مردم صورت نگرفته است؟
انباري‌هايي براي موسيقي تئاتر وجود دارد كه يكسري موسيقي تئاتر به طور نامنظم در آن وجود دارد اما به تازگي مجموعه تئاترشهر و تالار مولوي آرشيو محدودي براي خود به وجود آورده‌اند و بقيه آثار مشخص نيست. اما آرشيو به معناي اصلي و صحيح وجود ندارد من مجموعه مفصلي از موسيقي تئاتر را كه اجرا شده‌اند با اركستر مرتب و كيفيت خوبي ضبط كرده‌ام و اكثر آن‌ها نيز موفق به كسب جوايز متعدد از مسئولان تئاتر كشورمان شده‌اند و بدون هيچ گونه چشم داشتي حاضرم ترتيبي داده شود كه به صورت CD يا كاست در اختيار مردم قرار گيرد.
البته از هشت سال قبل تاكنون به شدت پيگير اين مسئله هستم و مسئولان تئاتر نيز با رغبت زياد از اين طرح استقبال كرده‌اند اما هيچ اتفاقي نيفتاده است، هم اكنون حداقل 8 تا 10 آلبوم موسيقي تئاتر به صورت CD آماده است و فقط بايد تكثير شود، بايد وسيله‌اي فراهم شود تا دانشجويان تئاتر بتوانند موسيقي نمايش‌هاي مختلف را از فروشگاه‌هاي محصولات موسيقي فراهم كنند. در حال حاضر ما مجبور هستيم 90 درصد از مثال‌هاي موسيقي دراماتيك در رشته تئاتر را از موسيقي فيلم بياوريم.
بسياري از آهنگسازان قديمي تئاتر، جذب تلويزيون، سينما و يا گروه‌هاي موسيقي شده‌اند، آيا براي بازگشت اين هنرمندان راه چاره‌اي انديشيده شده است؟
راه حل بسيار ساده است، در نظر بگيريد كه يك نوازنده خوب تئاتر در برابر هر قطعه‌اي كه براي موسيقي فيلم مي‌نوازد، دقيقه‌اي پانزده هزار تومان دستمزد مي‌گيرد كه پس از اجراي قطعه، بلافاصله در اختيار او قرار مي‌گيرد و يا آهنگسازي كه در سينما فعاليت مي‌كند، طي مراحل مشخصي دستمزد خود را دريافت مي‌كند در حالي كه در تئاتر اين گونه نيست. اخيراً خانه تئاتر شرايطي را فراهم كرد تا انجمن موسيقي خانه تئاتر راه‌اندازي شود و در اين جا بايد از زحمات استاد انتظامي، ايرج راد و به طور كلي هيئت مديره خانه تئاتر تشكر و قدرداني كنم كه نهايت محبت را داشتند. من اميدوارم بعد از بررسي آئين‌نامه انجمن موسيقي خانه تئاتر در جلسه هيئت مديره و رسيدن به بخش اجرايي آن در مرحله عضوگيري، خيلي از تعاريف طبق آئين‌نامه‌‌اي كه براي انجمن موسيقي خانه تئاتر نوشته شده لحاظ مي‌شود، بدين صورت كه تعريف آهنگساز و نوازنده حرفه‌اي تئاتر در آن مشخص شده است، همچنين پيش بيني شده كه دوره‌هاي تخصصي موسيقي براي نيروهاي با استعداد در تهران و شهرستان‌ها برگزار شود و امكانات و امكان تحصيل رايگان براي اين هنرمندان به وجود بيايد و در حال حاضر نيز منتظر هستيم تا خانه تئاتر آئين‌نامه را بررسي كند و پس از اعلام مجمع عمومي و به تصويب رسيدن آئين‌نامه انجمن موسيقي خانه تئاتر عضوگيري صورت گيرد و بعد از آن به مرحله اجراي اهداف اين انجمن برسيم.
اولويت برنامه‌هاي انجمن آهنگسازان خانه تئاتر چيست؟
در درجه اول يكي از مهمترين اتفاقات به وجود آوردن تشكل صنفي براي اعضاي انجمن موسيقي خانه تئاتر است، چرا كه واقعاً هيچ گونه تعريفي براي اين هنرمندان وجود نداشته است و به دليل عدم برخورداري از مجمع صنفي حقوق مادي و معنوي اين هنرمندان در نظر گرفته نشد، به همين دليل در درجه اول تعريف حقوقي براي اين هنرمندان به وجود مي‌آيد تا چنان چه با مشكلي مواجه شدند از ايشان حمايت شود.
مرحله بعدي تامين بيمه خدمات درماني براي اعضا است و چنان چه امكان داشته باشد از تمام امكانات تعريف شده خانه تئاتر همچون تعاوني مسكن و... برخوردار خواهند شد. پس از آن به مرحله علمي و فني اين هنر مي‌رسيم كه شامل برگزاري دوره‌هاي آموزشي اختصاصي، تحليل موسيقي و ايجاد كانال با ساير نقاط دنياست تا اعضا طي دوره‌هاي كوتاه مدت به آن جا سفر كنند. همچنين در زمينه داوري جشنواره‌هاي مختلف از اين انجمن استفاده شود و در كنار تكثير و توزيع موسيقي تئاتر، نشريه‌اي تخصصي در مورد موسيقي انتشار مي‌يابد.

 

 

فروش بي‌سابقه آتش بس سازندگان و پخش‌كننده فيلم را به اين نتيجه رسانده كه مي‌توانند با اين فيلم لقب پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران را از آن خود كنند.
با عبور آتش بس از مرز 500ميليون تومان، اين فيلم همزمان با آغاز بازيهاي جام جهاني و نبود رقيبي در اكران عمومي اين هفته‌ها به احتمال زياد ركورد پر فروشترين فيلم تاريخ سينماي ايران را از آن خود خواهد كرد. با فروش پنج شنبه وجمعه اين هفته ، فروش آتش بس از مرز 500 ميليون تومان گذر كرده ،و در هفته آينده  به بيش از ششصد ميليون تومان خواهدرسيد. ركورد پرفروشترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران درتهران پيش از اين دراختيار فيلم‌هاي مارمولك و كما  بوده است.
از سويي ديگر فروش روزانه آتش بس از فروش روزانه جمع كل فيلمهابيشتر است . آتش بس چندي پيش توانست ركورد فروش فيلم دريك هفته را شكسته و در طي هفت روزبيش از صد ميليون تومان فروش كند.ازسويي ديگر همان طور كه مرتضي شايسته پخش كننده اين فيلم در گفت وگويي با روزنامه باني فيلم عنوان كرده بود، تبليغات اصلي و جديد فيلم آتش بس از تيرماه آغاز مي شود و گفته مي شود هدايت فيلم وتهيه كننده آتش بس به همراه مشاوران رسانه اي خود برنامه هاي جالب و جديدي براي تبليغ فيلم تدارك ديده اند كه البته ازاين برنامه ها هنوزاطلاع دقيقي دريافت نشده است .
آتش بس كه قراراست تا نيمه تابستان برپرده سينماها قرارداشته باشد، با موضوع جذاب و مهم جام جهاني فوتبال مواجه شده‌اند كه شنيده مي شود تهيه كنندگان و پخش كنندگان اين فيلم ، از چندي قبل براي حل اين رقابت برنامه ريزي كرده اند. در عين حال عوامل  آتش بس با دو گفت وگوي پي درپي مهناز افشار وتهمينه ميلاني با روزنامه خبرورزشي به استقبال جام جهاني رفته اند.

 

نگارش نمايشنامه”چگوارا(من با مردگان هم مي‌رقصم)” به قلم حميدرضا نعيمي براي گروه تئاتر صلح به پايان رسيد.
كامبيز اسدي كارگردان تئاتر و سرپرست گروه تئاتر صلح ضمن بيان اين كه متن حاضر را طي اين هفته به شوراي نظارت و ارزشيابي ارائه مي‌دهد، به سايت ايران تئاتر گفت:«طرح اين نمايشنامه را سال 84 براي اجرا پيشنهاد داده بودم. از آن جا كه در آن سال گروه تئاتر صلح به عنوان گروه تئاتر برگزيده از سوي انجمن نويسندگان و منتقدان معرفي شد قرار بود يك فرصت اجرا در اختيارمان قرار گيرد كه به دلايل مختلف امكان آن ميسر نشد. اما اميدوارم در سال 85 و با موافقت مركز هنرهاي نمايشي اين امر محقق شود.»
اين كارگردان تئاتر درباره نمايشنامه فوق افزود:« اگر چه وقايع اين نمايشنامه مستند هستند اما ذهنيت و برداشت خود را از آن واقعه داشته است. اين نمايشنامه با توجه به اسناد و خاطرات موجود از دو روز آخر زندگي و مرگ چگوارا نوشته شده است.»
وي در پايان گفت:«اين نمايش پانزده كاراكتر دارد علاوه بر آن نياز بسيار به استفاده از عمق صحنه داريم كه بر اين اساس سالن پيشنهادي ما قشقايي خواهد بود»

 

از روزي كه يكي از همكاران سايت، يك كپي از فيلم «آفسايد» را از دستفروشي در سطح شهر خريد و با كمال تاسف متوجه شديم نسخه خوبي از آن به شكل غير قانوني تكثير و پخش شده، مامصرانه پي‌گير اين حركت غيرفرهنگي شديم؛ حركتي كه به اعتقاد ما براي هر فيلم و فيلمسازي – آن هم در شرايط دشوار فيلمسازي در ايران و وضعيت نمايش عمومي و گيشه فيلم‌ها – مي‌تواند منجر به فاجعه‌اي شود و در نهايت صنعت نحيف سينماي ايران را به نابودي بكشاند. موضوع پخش سي‌دي‌هاي قاچاق فيلم‌هاي ايراني مدتي است كه شكل جدي‌تري به خود گرفته و حالا با پخش نسخه‌هاي غيرقانوني «آفسايد» ابعاد تازه‌تري هم پيدا كرده است. از آن جا كه «مجموعه وبلاگهای ما» اولين رسانه‌اي بود كه خبر پخش سي‌دس «آفسايد» را منتشر كرد، براي پي‌گيري اخبار مرتبط با آن با جعفر پناهي گفت‌وگو كرديم و آخرين وضعيت فيلم را از زبان خودش جويا شديم: 



ما: آقاي پناهي، ماجراي اين كپي‌هاي غير قانوني «آفسايد» چيست؟
جعفر پناهي: 115 روز از انتظار شروع نمايش «آفسايد» مي‌گذرد. 115 روز پيش بود كه درخواست پروانه نمايش كردم، اما متاسفانه هر چه تلاش كردم بيش‌تر به بن‌بست خوردم. در اين مدت مانند دوران توليد فيلم، شاهد انواع و اقسام كارشكني‌ها و بدقولي‌ها بودم، اما تلاش كردم تا به هر شكل شده فيلمم را به نمايش عمومي بگذارم كه متاسفانه نشد. اين اواخر سعي كردند مشكلات بيش‌تري سر راهم بگذارند تا شايد دست از تلاش براي نمايش عمومي فيلم براي هموطنانم بردارم... بالاخره آخرين ضربه را هم خوردم و آن پخش گسترده و غيرقانوني سي‌دي «آفسايد» در سطح شهر بود. 



ما: چه‌طور از وجود چنين نسخه‌هايي خبردار شديد؟
پناهي: ساعت 23 روز 12 خرداد 1385 خبردار شدم كه سي‌دي فيلمم به شكلي غير قانوني و با كيفيت خوب در سطح تهران به فروش مي‌رسد. يكي از همكاران كه يك كپي از فيلم را از فروشگاهي در تهران خريده‌ بود، همان شب به خانه من آمد و همراه با محمود كلاري فيلم را بازبيني كرديم و يقين حاصل شد كه اين كپي از روي نسخه 35 ميلي‌متري و با استفاده از دستگاه حرفه‌اي در ايران تبديل و روانه بازار شده است. 



ما: براي پيداكردن عاملان اين سرقت و كپي غيرقانوني چه اقدام‌هايي انجام داديد؟
پناهي: از فرداي آن شب به جد پي‌گير بودم تا عوامل اين سرقت فرهنگي را شناسايي كنم. در اولين اقدام مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي را در جريان گذاشتم و طبق درخواست ايشان شرح ماوقع را به منزلشان فكس كردم و منتظر واكنشي سريع بودم كه متاسفانه واكنشي صورت نگرفت كه دليللش تعطيلي روز جمعه بود. از فرداي آن روز خودم اقدام كردم و به مراجع قانوني در خيابان بخارست مراجعه كردم و بالاخره همراه يكي از دوستان موفق شديم تعداد 30 كپي از فيلم را از فروشگاهي به دست بياوريم تا شايد سرنخي باشد براي شناسايي عوامل اين سرقت كه مسلما سر در باندهاي قاچاق فيلم با پشتوانه‌هاي قوي‌تري دارند. در اين جا از تمام همكاران كه مسلما خودشان هم چنين مشكلاتي داشته‌اند و ضربه‌هاي مالي و معنوي خورده‌اند، طلب ياري مي‌كنم تا بتوانم ريشه اين‌گونه سرقت‌ها را شناسايي كنم. 



ما: آقاي پناهي، شنيديم كه مايل بوديد فيلم «آفسايد» براي بازيكنان تيم ملي فوتبال هم نشان داده شود. سرنوشت آن چه شد؟
پناهي: حدود ده روز پيش با دكتر دادكان (رياست فدراسيون فوتبال) و تيمسار نوآموز صحبت كردم كه بتوانم فيلم آفسايد را براي بازيكنان تيم ملي در آستانه سفر به رقابت‌هاي جام‌جهاني به نمايش بگذارم، چون فكر مي‌كردم كه تماشاي آفسايد باعث تقويت روحيه و ايجاد انگيزه مضاعف در آن‌ها مي‌شود. اما در كمال تاسف، فدراسيون فوتبال به دليل اين‌كه فيلمم هنوز مجوز نمايش نگرفته و همچنين به دليل مخالفت مسوولان بالاتر، همكاري لازم را نكرد تا اين اتفاق هم نيفتد. 


ما: ... و در شرايط كنوني تكليف پروانه نمايش فيلم‌تان چه مي شود؟
پناهي: هنوز هر چهارشنبه داستان انتظار براي پروانه نمايش «آفسايد» تكرار مي‌شود و من هنوز منتظرم. حتي براي حل اين مشكل پيشنهاد كردم كه ابتدا فيلم را در شهرستان كوچك نمايش بدهند و اگر مشكلي پيش نيامد، نمايشش را در تهران و شهرهاي ديگر آغاز كنند. 


ما: به نظر خودتان دليل اصلي عدم صدور پروانه نمايش «آفسايد» چيست؟
پناهي: هرگز نمي‌گويند فيلمم چه مشكلي دارد. هر كدام از مسوولان اين كار كه فيلم را مي‌بينند مي‌گويند شخصا از فيلم‌‌تان خوش‌مان آمده است، اما هيچ تلاشي براي نمايش عمومي آن نمي‌كنند. من هنوز منتظرم، حتي بعد از 115 روز و حتي بعد از اين سي‌دي‌هاي غير قانوني سطح شهر.

 

فیلم سینمایی "سوغات فرنگ" آخرين محصول آماده نمايش موسسه پويا فيلم به کارگردانی کامران قدکچیان از هفته آینده در گروه سینمایی قدس اکران می‌شود. به گزارش سايت سينماي ما، قدکچیان که هشت سال روی صندلی کارگردانی ننشسته بود، به زودی با "سوغات فرنگ" آغازی دوباره در سینماها خواهد داشت. این فیلم مضمونی کمدی دارد و فیلمبرداری و مراحل فنی آن آذر ماه سال گذشته به پایان رسید. از دیگر عوامل تولید "سوغات فرنگ" می توان به نویسنده فیلمنامه: حسن انصاریان، مدیر فیلمبرداری: رضا بانکی، طراح صحنه و لباس: سحر شهامت، موسیقی: فردین خلعتبری، روابط عمومی: فرامرز روشنایی، بازیگران: رامبد جوان، مجید صالحی، شیلا خداداد، حسام نواب صفوی و آناهیتا نعمتی تهیه‌کننده: حسن فرحبخش اشاره کرد. این فیلم محصول پویا فیلم است.

/ 0 نظر / 15 بازدید